تبليغاتX
سوسیالیسم و انسان

سوسیالیسم و انسان

سیاسی_اجتماعی

دادگاه قانون اساسی ترکیه به اتفاق آرا فعالیت حزب جامعه دمکراتیک موسوم به"د.ت.پ" را منع کرد. "د.ت.پ" یک حزب سیاسی است که در کردستان ترکیه فعالیت دارد و خواستهای محدودی در زمینه تامین حقوق ملی مردم کرد را هدف خود قرار داده است. طی دو هفته گذشته شهرهای کردستان ترکیه و نیز شهر استانبول شاهد زنجیره ای از تظاهرات گسترده مردمی در اعتراض به شرایط غیر انسانی که "عبدالله اوجالان" رهبر "پ.ک.ک" در آن قرار دارد انجام گرفت. حزب "د.ت.پ" که فعالیت آن ممنوع اعلام شده است در پارلمان این کشور دارای 25 نماینده است و همچنین اداره شهرداریهای 70 شهر و شهرک مختلف را در کردستان ترکیه در اختیار دارد. این نخستن بار نیست که فعالیت یک حزب سیاسی که در چهارچوب قوانین ترکیه فعالیت می کند، ممنوع اعلام می شود. طی دو دهه اخیر حداقل 3 بار فعالیت این جریان که تحت نامهای دیگری امکان کار قانونی یافته بود تعطیل شده است. از این رو قرار دادگاه عالی قانون اساسی ترکیه روی داد غیرقابل انتظاری نیست. آنچه که اهمیت ویژه ای به این تصمیم دادگاه می دهد، شرایط سیاسی ویژه ای است که این تصمیم در آن اتخاذ شده است.

قریب یک ماه پیش بود که دولت ترکیه طرحی را به مجلس این کشور برد که بر طبق آن قرار است پاره ای اصلاحات در زمینه حقوق ملی در کردستان ترکیه به عمل بیاید. انجام پاره ای گشایشها در مورد آزاد شدن زبان کردی، کاستن از پستهای کنترل و بازرسی و کمک به بازگشت روستائیانی که طی 25 سال اخیر از آبادی هایشان رانده شده اند، تمام محتوای این طرح را تشکیل می دهد. اطلاعاتی که در مورد این طرح انتشار یافته است نشان می دهد که هیچکدام از موارد فوق نیز با صراحت  در آن بیان نشده اند و راه برای تعدیل همین چند مورد امتیاز نیم بند نیز باز گذاشته شده است.

 

ارائه این طرح در مجلس در شرایطی انجام می شود که جنبش توده ای و اعتراضی گسترده ای در ترکیه در جریان است. دولت ترکیه بدون اینکه این جنبش و رهبران آن را برسمیت بشناسد و آماده باشد که با نمایندگان مردم وارد گفتگو شود طرحی را به مجلس برده است که محتوای واقعی آن نه فقط در جهت رفع ستم از مردم کرد در ترکیه نیست، بلکه طرحی است تحقیر آمیز که مهر شونیزم ترک را بر خود دارد. در این طرح دهها سال سرکوب وحشیانه مردم کردستان که طی آن دهها هزار تن قربانی شده اند، آواره شدن صدها هزار نفر، زندانی و شکنجه شدن هزاران فعال سیاسی، نادیده گرفته شده است. این طرح حتی نیم نگاهی به مبارزات دهها ساله مردمی که در اعتراض به این شرایط ستمگرانه و ضد انسانی مبارزه می کنند به عمل نیامده است.

اینکه آیا چنین طرحی با همین ماهیت هم در مجلس این کشور تصویب می شود یا خیر، هنوز روشن نیست. اما آنچه که روشن است هدف دولت ترکیه اینست که نمی خواهد دادن کوچکترین امتیازی به مردم کردستان را محصول مبارزه خود آنها قلمداد کند.

تلاش دولت ترکیه اینست که نگذارد مردم کردستان کسب کوچکترین امتیازی را حاصل مبارزه خود بپندارند. دولت ترکیه در این زمینه تعرض می کند تا همین امتیازات نیم بندی که در طرح ارائه شده به مجلس آمده اند عقب نشینی در مقابل مبارزات مردم به نظر نیاید. حزب قانونی فعال در کردستان را ممنوع اعلام می کند و رهبران آن را از ادامه فعالیت سیاسی محروم می سازد، آماده نیست حتی سلاح بر زمین گذاشتن ساده "پ.ک.ک" را هم بپذیرد و به چیزی کمتر از تبدیل آنها به یک لشکر شکست خورده و تسلیم شده رضایت نمی دهد، در خیابانها تظاهرات مسالمت آمیز مردم را مورد حمله قرار می دهد و سرکوب می کند، در چنین شرایطی چه جای برای سخن گفتن در مورد صداقت دولت ترکیه در طرح مسئله کرد در پارلمان این کشور باقی می ماند؟

همه این اقدامات که آخرین مورد آن غیرقانونی کردن "د.ت.پ" بود، در واقع اجزا پروژه واحدی هستند که هدف آن نه تخفیف شرایط ستمگرانه حاکم بر مردم کردستان ترکیه، بلکه خاموش کردن جنبش توده ای پرتوانی است که در این کشور جریان دارد.

دولت ترکیه نه تنها با حقوق اولیه مردم کرد در ترکیه سر ستیز دارد، بلکه طی دو دهه اخیر همواره یکی از عناصر اصلی در ضدیت با تامین کوچکترین حقی برای مردم کرد در بخشهای دیگر کردستان و از جمله در کردستان عراق بوده است. نشستهای چهار جانبه دولتهای ایران، ترکیه، سوریه و عراق یعنی کشورهایی که مردم کرد در آنها زندگی می کنند و از حقوق اولیه انسانی خود محروم شده اند، هنوز برقرار است. هدف اصلی این نشستها همواره هماهنگ ساختن اقدامات این چهار دولت بر علیه مبارزات مردم کرد در این کشورها بوده است. کارشکنی های دولت ترکیه در پروسه تامین حقوق ملی مردم کرد در کردستان عراق طی دو دهه اخیر بر کسی پوشیده نیست.

با همه اینها نه "د.ت.پ" که فعالیت آن غیرقانونی اعلام شده است، نه "پ.ک.ک" که درگیر فعالیت مسلحانه با دولت ترکیه است، نه  ناسیونالیستها در بخشهای دیگر کردستان، هیچکدام تاکنون قدمی در راه افشای ماهیت واقعی آنچه که به نام طرح اصلاحات دمکراتیک در ترکیه در قبال مسئله کرد اعلام شده است، برنداشته اند. اما کار به همین جا هم ختم نمی شود، بلکه بسیاری از این احزاب و دستگاههای تبلیغاتیشان خود به بلندگوی اشاعه فریب کاریهای این طرح تبدیل شده اند. آنها به این ترتیب بی افقی و بی کفایتی خود را در مبارزه برای تامین حقوق ملی مردم کرد، بیش از پیش آشکار می کنند.

ما قبلا در اینباره گفته بودیم که پیروزی جنبش آزادیخواهانه مردم کرد در کردستان ترکیه ارتباط تنگاتنگی با امر آزادی در کل ترکیه دارد. منزوی ساختن  احزاب شونیست ترک، ارتش و دولت این کشور، به تقویت همبستگی آن مردمی که در سراسر ترکیه منافع مشترک و سرنوشت مشترکی دارند، نیاز دارد. مبارزات کارگری، مبارزات ترقی خواهانه جوانان و دانشجویان در این کشور، ترکیه را به یکی از کانونهای پر جنب و جوش و رادیکال مبارزه بر علیه دیکتاتوری، استثمار، ستم و سرکوب تبدیل کرده است، نبایستی اجازه داد با امتیازات بی سروته و تحقیر آمیزی که دولت این کشور طرح کرده است، جنبش مردم کردستان از این مبارزات فاصله بگیرد. جنبش توده ای در کردستان ترکیه از ظرفیت و توان بسیار بالایی برای تحمیل خواستهای خود به رژیم این کشور  و وادار ساختن وی به عقب نشینی های اساسی تر در سطح محلی و سراسری برخوردار است. روشنگری در مورد ماهیت و اهداف واقعی دولت ترکیه از طرح چنین پروژه هایی، كه ممنوع كردن فعالیت حزب جامعه دمکراتیک یکی از اجزا آن است، وظیفه نیروهای رادیکال این جامعه و رهبران پیشرو و مورد اعتماد مردم است.

برگرفته از سایت پیام

 

+ نوشته شده در  ساعت 18:36  توسط پیمان.وزیری  | 

خامنه‌ای روز 15 آذر، یعنی روز غدیر خم، راجع به حاکمیت، یا به قول خودش ولایت، صحبت کرد. او با آوردن آیه‌ها و احادیث وانمود کرد که امر ولایت از جانب خدا تعیین گردیده و حتی بنیانگذار اسلام نیز نقشی در آن نداشته است. آیا این افاضات در شرایط سیاسی حاضر به چه دلیل بیان شده است؟

طبق روایت شیعیان بنیانگزار اسلام در روز غدیر خم علی را به جانشینی خود تعیین کرد. سنی  ها میگویند محمد ابن عبدالله، که میترسید علی در غیاب او مورد قهر قرار گیرد، در این روز به دوستداران خود توصیه کرد که علی را هم همچون خودش دوست بدارند. تا اینجای قضیه یک حادثه‌ تاریخی در عصرگله‌داری اتفاق افتاده است که دو روایت اصلی از آن در میان معتقدین به دین اسلام وجود دارد. هزاران حادثه‌ تاریخی از این مهمتر در تاریخ بشری وجود دارد که کسی حتی سراغشان را نمیگیرد. پس چرا غدیر خم مانده است؟ چون منافع مادی طبقاتی طبقه‌ زمیندار در گذشته و سرمایه‌دارن کشورهای اسلام زده در حال حاضر به آن گره خورده است. این بحثی است که در جای خود میشود به آن پرداخت، اما آنچه اکنون اولویت دارد درک این نکته میباشد که چرا خامنه‌ای بخش زیادی از یک سخنرانی را به الهی بودن مسئله‌ ولایت و لاجرم الهی بودن ولایت فقیهی خودش، به عنوان نایب امام، اختصاص داد. جواب روشن است.

از روز 23، 24 و بویژه 25 خرداد که میلیونها نفر به خیابان آمدند، یک شعار در این اعتراضات سر داده می شد، آنهم "مرگ بر دیکتاتور" بود، که این شعار اکنون توده ای شده است. در روز 25 خرداد موسوی و بقیه‌ اصلاح طلبان  اصولگرا خیلی کوشیدند تا از تکرار این شعار  ساختار شکن جلوگیری کنند، اما مردم معترض در روزهای بعد از 25 خرداد با شعار "مرگ بر خامنه‌ای"، "مرگ بر ولایت فقیه" و "خامنه‌ای قاتله" به موسویها جواب دادند. آنها در 13 آبان پا را از این هم فراتر گذاشته و عکس خامنه‌ای را به هنگام ترنم شعارهای مذکور لگد مال کردند. خامنه‌ای با اشاره‌ صریح به اینکه حتی بنیانگذار اسلام هم نقشی در تعیین ولایت ندارد خواست در کنار اهداف دیگر به این مردم مبارز بگوید که آنها نه تنها از حق انتخاب ولی فقیه محرومند، بلکه با توهین به او به یک حکم الهی توهین میکنند. مردم سکولاری که تره برای لاطائلات مذهبی خامنه‌ای خرد نمیکنند، درست یک روز بعد از سخنرانی این مظهر فساد و استبداد، عکسش را در کنار ولی فقیه نخستین، یعنی خمینی، و رئیس جمهور از صندوق بیرون کشیده شده‌‌اش سوزاندند. این مردم مبازر و جسور به این بسنده‌ نکرده و شعار دادند که "این آخرین هشدار است" و به این ترتیب اراده‌ خود برای آماده شدن برای سقوط رژیم را یادآوری کردند.

جمهوری اسلامی با اتکا به قرائتی از اسلام سیاسی تندرو در سی سال پیش قدرت را در ایران قبضه کرد. نه‌ تنها گندیدگی سرمایه‌ امکان به قدرت رسیدن چنین رژیمی را ممکن کرد، بلکه دعواهای بین بلوک شرق و غرب و قدرتمند بودن کارگران و چپها در دوره‌ی انقلاب نیز سبب شد تا امپریالیستها و سرمایه‌داران غربی امکان قدرتگیریش را فراهم کنند. مردمیکه در دوره‌ انقلاب یا از روی ناچاری و یا از طریق اعتقادات مذهبی و توهم به عادلانه بودن حکومت اسلامی تن به این حکومت دادند، اکنون مصمم هستند این رژیم را در کنار حکومت پهلوی خاک کنند. اینان که سی سال آزگار جنگ کنان زیر تازیانه‌ استبداد، استثمار، بیکاری، فقر، بی حقوقی سیاسی، زندان، شکنجه‌ و تحقیر اسلامی زیسته‌اند، در حال حاضر به این نتیجه رسیده‌اند که اسلام در هر شکلش فقط در خدمت استثمارگران بوده‌ و هیچ آزادی و آزادیخواهی در چارچوب حکومت منشعب از آن ممکن نیست. خامنه‌ای میداند که تنها قرائت آیه‌ و حدیث درد او و رژیمش را دوا نمیکند و باید به سرنیزه متکی شود، که شده. اما در عین حال هنوز یک کورسوی امیدی به تاثیرات خرافات مذهبی بر این مردم مبارز در او باقی  مانده است. ولی مردم مبارز در 16 آذر با آتش زدن عکس او و مرادش به او فهماندند که امیدش عبث است و هرگونه توسل به آیه‌ و حدیث فقط خشم مردم مبارز، سکولار و برابری طلب را شعله‌ورتر میکند.

مبارزات زنان و مردان شجاع و بروز تنفر آنها علیه مظهر استبداد، یعنی خامنه‌ای قابل ستایش است، اما این مبارزات یک کمبود اساسی دارد که باید رفع گردد. این مبازرات بدیل خود و راه تحقق آنرا تعیین نکرده است. مردم ایران در دوره‌  انقلاب هزینه‌ی سنگینی برای بی بدیلی و یا عدم قبول بدیل چپها دادند. این کمبود، که میتواند بازهم فاجعه‌ بار آورد، باید به زودی رفع گردد. مردم مبازر در عصر گندیدگی نظام سرمایه‌داری و در برابر یک بدیل مذهبی، که پایه‌اش در عصر شترداری گذاشته شده، چه بدیلی را باید ارائه‌ کنند؟ مردم رزمنده روشن کرده‌اند که میخواهند از دست دیکتاتوری مذهبی خلاص شوند. آنها با توجه به تناسب قوا گاه فریاد "مرگ بر جمهوری اسلامی" هم سرداده‌اند. اما این مردم شجاع باید بدانند که تحمیل اشکال گوناگون دیکتاتوری در جوامع سرمایه‌داری یک نیاز پایه‌ای سرمایه‌ در عصر حاضر است. به همین جهت استبداد در همه‌ کشورهای سرمایه‌داری به اشکال مختلف وجود دارد. آنچه که ما در ایران با آن روبروئیم تنها یکی از خشن ترین اشکال آنست. رهائی نهائی از دست استبداد دینی و غیر دینی فقط با استقرار سوسیالیسم ، یعنی سوسیالیسم طبقه‌ای ممکن است که نیاز پایه‌اش در هم کوبیدن سرمایه‌ و رفع استثمار میباشد. این طبقه‌ نیاز دارد تا مردم از تمام آزادیهای سیاسی بدون قید و شرط برخوردار باشند. این آزادیها توسط مردم مسلح و متشکل در شوراها تضمین خواهد شد. در حکومت شورائی و سوسیالیستی فقط یک آزادی غیر مجاز میشود و آنهم آزادی استثمار و بهره‌کشی از کار دیگران است. به این اعتبار در برابر شعارهای مرگ بر خامنه‌ای و جمهوری اسلامی جای یک شعار خالیست و آنهم "زنده باد سوسیالیسم" است.

شعار "زنده باد سوسیالیسم" فقط از طریق به میدان آمدن مدافع راستین آن، طبقه‌ استثمار شده‌ و حق خواه امروزی، یعنی طبقه‌ کارگر، میتواند به صورت شعار اصلی تظاهراتها و اکسیونها در آمده و راهنمای عمل گردد. طبقه‌ کارگر برای به میدان آمدن به تشکلهای طبقاتی و سیاسی خودش نیازمند است. تمام شواهد آشکارا نشان میدهند که این طبقه‌، گذشته‌ از جایگاه تعیین کننده‌اش در تولید، به لحاظ سیاسی نیز به صورت قویترین جنبش اجتماعی درآمده است. با اینکه سرکوبگران تمام قهر طبقاتی را علیه فعالین کارگری بکار برده‌اند، اما مشاهدات عینی در کنار تحلیلهای علمی گواهند که این جنبش در حال پیشروی و تقویت است. پیشروان و فعالین کارگری و کمونیست تنها نیروئی هستند که میتوانند در برابر حکومتهای سرمایه‌داری و از جمله حکومت جمهوری اسلامی، حکومتی را به صورت بدیل قرار دهند که پایه‌ مادیش طبقه‌ کارگر و مبانی تئوریکش عالیترین دستاوردهای علمی و مارکسیسم است. این چنین بدیلی میتواند در برابر یک بدیل امتحان پس داده‌ و مردود یعنی جمهوری اسلامی و ولایت فقیه‌ ننگینش به صورت یک بدیل توده‌ای درآید. البته تحقق این امر بسیار ضروری به مبارزه‌ هوشیارانه و سازمانیافته احتیاج دارد و کمونیستها و پیشروان کارگری مصممند به این مبارزه ادامه داد و آنرا تعمیق بخشند.

(برگرفته از سایت پیام)

+ نوشته شده در  ساعت 0:1  توسط پیمان.وزیری  | 

 کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

جنبش دانشجویی ایران امسال در شرایطی در آستانه 16 آذر روز دانشجو قرار گرفته است که به شدت زیر فشار سیاست ها و اقدامات سرکوبگرانه رژیم اسلامی قرار دارد. در آستانه فرارسیدن این روز، نهادهای امنیتی رژیم دهها تن از فعالین دانشجویی را در دانشگاههای مختلف ایران بازداشت و روانه زندان کرده اند. همزمان با موج گسترده بازداشت فعالین دانشجویی، صدها دانشجو در دانشگاه های مختلف کشور به اداره اطلاعات و کمیته های انضباطی احضار و برای شماری از آنان احکام محرومیت از تحصیل صادر شده است. همچنین گزارش ها حاکیست که موج جدیدی از تصفیه و اخراج اساتید شناخته شده در دانشگاه های مختلف در دستور کار مسئولین رژیم قرار گرفته است.اما علیرغم تشدید فشار دستگاه سرکوب رژیم اسلامی علیه فعالین این جنبش، همه اوضاع بیانگر این واقعیت است که جنبش دانشجویی ایران تحت تاثیر اعتراضات توده ای بعد از کودتای انتخاباتی، بحران سیاسی در جامعه و توازن قوای جدیدی که شکل گرفته است، اینبار در ابعاد گسترده تر و توده ای تری پا به میدان گذاشته است. اعتراضات دانشجویی در این دوره چه به این لحاظ که دانشگاه های بیشتری را در برگرفته است و چه به این لحاظ که دانشجویان در ابعاد وسیعتری در اعتراضات شرکت دارند قابل مقایسه با گذشته نیست. مضمون شعارها و مطالباتی که در این جنبش مطرح شده است عمدتا سیاسی هستند و پیوستگی این جنبش با اعتراضات خیابانی و جنبش توده ای در خارج از محیط دانشگاه را نشان می دهد. در ادامه همین روند است که در روزهای اخیر دانشگاه های مختلف ایران همچنان شاهد اعتراضات گسترده دانشجویی بوده اند و جنب و جوش فعالین این جنبش، از آمادگی برای برگزاری 16 آذر باشکوه دیگری خبر می دهند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 16:20  توسط پیمان.وزیری  | 

                                       در دفاع از انقلاب اكتبر

                  354 

جعفر رسا 

.... واقعيت اين است كه خود قدمت زمان، آن چه رخ داده است را غير امروزى و امرى مربوط به گذشته مى‌كند. موافق و مخالف ممكن است درباره علل و اهميت چنين رخدادى مجادله كنند، ولى رجوع آن‌ها هميشه با قيد گذشته است. براى بسيارى انقلاب اكتبر چنين شده است. شخصيت‌هاى آن، موميايى، قديس‏ و يا نفرين شده هستند. درباره رويدادهاى انقلاب اكتبر، رمان و فيلم ساخته‌اند. دقايق آن مورد موشكافى تاريخ نويسان و محققين قرار گرفته است. نه فقط مخالفين هميشگى اين انقلاب، بلكه حتا موافقينى كه تا همين دو دهه قبل براى اين انقلاب سينه چاك مى‌دادند، امروزه ديگر مى‌گويند: هر چه بود، اين انقلابى مربوط به گذشته است. نه فقط سرخى پرچم انقلاب، بلكه خود امر انقلاب به عنوان وسيله‌اى براى تحول جامعه، مربوط به دوران سپرى شده تاريخ است.
اين جا چيزى بيشتر از تحريف تاريخ و توهين به شخصيت‌هاى اتقلاب اكتبر مورد توجه است. بورژوازى از همان روز اول وقوع انقلاب اكتبر درباره آن دروغ گفته است. براى نامشروع جلوه دادن اين انقلاب، تحولى كه به همت ميليون‌ها كارگر و زحمت كش‏ روس‏ و غير روس‏ رخ داد _ همان توده عظيمى كه حزب بلشويك را به جلو پرتاب كرد و لزوم انقلاب را بر بسيارى از رهبران مذبذب آن تحميل نمود _ را به يك كودتا تقليل دادند. بورژوازى غرب كه ديوار برلين را دال بر وجود استبداد و اختناق در شرق و ترس‏ رژيم‌هاى آن از نفوذ فرهنگ غرب تبليغ مى‌كرد، فراموش‏ مى‌كند بگويد كه براى سال‌ها بعد از انقلاب اكتبر اين خود آن بود كه مسافرت از غرب به روسيه را ممنوع يا بشدت محدود كرده بود. بورژوازى غرب كه وجود تعدد احزاب در غرب را برترى نظام سياسى خود بر شرق معرفى مى‌كرد، نمى‌خواهد بياد آورد كه پس‏ از انقلاب اكتبر است كه حق راى همگانى را براى همه شهروندان خود، منجمله زنان، معمول كرده است. نه فقط اين، بلكه از كاهش‏ ساعات كار روزانه به هشت ساعت گرفته، تا تعطيلات آخر هفته، تا آموزش‏ و پرورش‏ رايگان براى همه كودكان، تا بيمه بازنشستگى براى همه سالمندان، و بخش‏ زيادى از اصلاحات ديگر رفاهى كه در زندگى مردم در غرب رخ داده، همگى شروع‌شان مديون اقداماتى است كه دولت‌هاى سرمايه دارى در غرب براى حفظ حاكميت خود و از ترس‏ تكرار الگوى روسيه و قدرت انقلابى كارگران در كشورشان، مجبور به قبول آن‌ها شدند. قطعا تاريخ اين قرن بشر، بدون اين انقلاب، متفاوت و طبعا انباشته تر از تحقير و ستم بر انسان مى‌شد......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 19:30  توسط پیمان.وزیری  | 

سه منبع و سه جزء
سوسياليسم خلقى ايران
 

 45564564

"منصور حکمت"

۱۳۵۹/۸/۳

سوسياليسم خلقى انحراف حاکم بر جنبش کمونيستى ما است. ما در اين مقاله به ارکان تئوريک پايه اى اين ديدگاه انحرافى در زمينه هاى فلسفى، اقتصادى و سياسى به اختصار اشاره ميکنيم. در اين مقاله قصد ما نه بسط تفصيلى اين سه منبع و سه جزء سوسياليسم خلقى، بلکه طرح الگوئى است که بتواند وجوه مختلف نقد ما را از اين ديدگاه در مقالات مختلف و در آينده، بيکديگر پيوند دهد و اشاره اى باشد بر جبهه هاى عمومى مبارزه تئوريک بر عليه پوپوليسم. اين جبهه ها هم اکنون در جنبش کمونيستى گشوده شده اند. ما به سهم خود تا کنون کوشيده ايم وجوه اقتصادى و سياسى (و تا حدودى متدولوژيک) پوپوليسم را به نقد بکشيم و به اين تلاش ادامه خواهيم داد. در زمينه فلسفى اصولا کمتر در جنبش کمونيستى کار شده است و برخورد صريح و عميق به اين جنبه از انحرافات جنبش کمونيستى در واقع با مقاله ارزشمند "بحثى در باره تئورى و پراتيک" از رفقاى رزمندگان... (م . ل) در نشريه "راه سوسياليسم" نيز سود جسته ايم (ما مطالعه اين مقاله را، صرفنظر از برخى ابهامات و اشکالاتى که در باره آن داريم، به رفقا و هواداران توصيه ميکنيم). طبيعى است که بحث ما در اين زمينه نميتواند اقناعى و تشريحى باشد و براى کسانى که متون ما را تعقيب کرده اند لزوما بحث تازه اى در برنخواهد داشت. اما همانطور که گفتيم عمدتا تلاش کرده ايم تا رئوس نقد مارکسيستى از سوسياليسم خلقى در ايران را در زير چتر يک مقاله جمعبندى کنيم.
ذکر اين نکته ضرورى است که اگر لنين در مقاله "سه منبع و سه جزء مارکسيسم" با قاطعيت اعلام ميدارد که سوسياليسم علمى آموزشى محدود و جامد و بدور از شاهراه تکامل تمدن جهانى نبوده، بلکه خود ادامه مستقيم و بلاواسطه آموزش بزرگترين نمايندگان فلسفه و علم اقتصاد و سوسياليسم است، ما، امروز که مارکسيسيم و سوسياليسم علمى خود پيشروترين نماينده تفکر و تمدن بشرى در اين هر سه زمينه است، اعلام ميکنيم که سوسياليسم خلقى و سه منبع و سه جزء آن در ايران دستگاه فکرى پوسيده اى را تشکيل ميدهد که کاملا جدا از شاهراه تکامل تفکر جهانى است و ميبايد هر چه قاطع تر و سريع تر از خاطر پرولتارياى ايران و پيشاهنگان انقلابى آن زدوده شود. بهمين ترتيب، اگر مارکسيسم حاصل نقد و تکامل بخشيدن آگاهانه دستاوردهاى فلسفه، اقتصاد و سياست عصر خويش است، سوسياليسم خلقى ايران، بيانگر بقاى خود بخودى و ناآگاهانه انحرافاتى "عتيق" در جنبش کمونيستى ما است. به اين دليل شايد ذکر "فوئرباخيسم" و يا "کائوتسکيسم" بعنوان "منبع" براى سوسياليسم خلقى در ايران صحيح نباشد، چرا که پوپوليستهاى ما خود ادامه منطقى تفکر خويش را در اين گرايشات جستجو نميکنند و لذا سه جزئى که ما برميشماريم الزاما، از نظر تحليلى و تاريخى، منشاء سوسياليسم خلقى در ايران نيستند، بلکه غايت منطقى و تئوريزه شده مبانى فکرى خام اين انحراف را تشکيل ميدهند.......

پ.ن: هدف از درج مقاله مذبور در واقع این است که امروزه نیز گرایشات "سوسیالیسم خلقی " بر جنبشهای اجتماعی -طبقاتی در (حداقل) خاورمیانه و ایران سنگینی میکند.   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 20:25  توسط پیمان.وزیری  |